تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

.:::. مـــــــــــــاه شب های گس .:::.
.:::. مـــــــــــــاه شب های گس .:::.

با غصه های هر شب خود رفته داخل ِ

غمگینی غریب دو تا چیپس فلفل ِ

شاید تو هم شبیه خودم گر گرفته ای!

از شعرهای مسخره ی این خل و چل ِ

دیوانه که دوباره سرش زد بگوید از

مغزی که توی خالی ِ گنجایشش وله

می ریزد از سه چهارم پلک شکسته ات

روی زمین خاکی ِ چشمت که زلزله

رخ داده و به روی زمین پرت کرده است

اشکی که منفجر شده در عمق یک دل ِ

دلگیر و روبه قبله و از غم فلج شده!

با غصه های هر شب خود رفته داخل ِ

 

لينك | دهم آذر 1388 . 16:21 . مهزاد متقی |





مغزش كشش نداشت، كمی هاج و واج كه

يك هو جرقه زد به سرش ازدواج كه

انگار برق حجم سرش را گرفته بود

فندك كشيد و حوصله اش رفت توی دود

انداخت كاغذی پُر ِ لبخند های زرد

سرعت گرفت و خالی  ِ از غم فرار كرد ...

تنهايی و خيال ِ خرابی  كه زن گرفت

زنگ غرور و وسوسه اش را زدن گرفت

ول شد به روی تخت كمی فكر كرد تا

سيگار شد به روی لبش عشق مرد تا

يك قرن گريه از پس ِ چشمان ِ او گذشت

بی روح وُ خسته وُ پُر ِ غم جان او گذشت

با خط  ِ ثابتی تلفن زد به گوشی اش

افتاد روی CD  ِ قلبش هزار خش

فكر پياده خلوت  و هر روز در قرار

تا اين كه مرد ِ كاكتوسی اش سيم  ِ خار دار...

دور خودش كشيد و به عشقش وفا نكرد

اين گونه شد كه خودكشی  ِ او به عشق مرد ...

يك سر شد و به خواب ابد رفت غصه اش

افتاد روی CD  ِ قلبش هزار خش

لينك | بیست و نهم مرداد 1388 . 19:20 . مهزاد متقی |





سلام

گزيده ی اشعار حسين ظهرابی منتشر شد اين مجموعه قابل نصب بر روی گوشی های موبايل می باشد.

 گزيده اشعار

لينك | نوزدهم مرداد 1388 . 21:16 . مهزاد متقی |





[Go straight] جاده ی چشمان چاه ِ بعد

تا سنگ ريزه، پيچ خطرناك راه ِ بعد ...

ارديبهشت، حادثه از واگون ِ قطار

مردی ربود قلب من وُ ...  ايستگاه ِ بعد

" بی ارتفاع خيس ‍ِ تو من نيست می شوم

در يك سقوط ِ دره يا پرتگاه ِ بعد

 با بغض ِ انتظار ِ تو تعقيب می كنم

اين رد ِ عاشقانه وُ اشك وُ آه ِ بعد"

 شهريور وُ غرور كثيفی به نام ِ مرد

راهم جداست از تو! چرا گريه؟- راه ِ بعد

 سلول ِ سرد وُ ساكت ِ چشمان ِ كال ِ من

آيينه ی غرور وُ هوس ...

 

[پنج ماه بعد]

 آمد كنارِ مصرع ِ  « تو زاده مثل ِ ماه»

يك مرد در لباس‌‌ ِ غزل- اشتباه ِ بعد

.

.

.

.

.

"لطفا check up ِ كلی ِ " خانوم من كجام!!؟؟

" از چاله منحرف شده ای توی چاه ِ بعد ..."

 

16/1/88

ساعت:

4:45

لينك | سی و یکم تیر 1388 . 18:38 . مهزاد متقی |




Home | Archive | Contact US |